حراج‌های خیریه: هنر در جست‌وجوی مشروعیت؟

علی گلستانه

 

«افسوس که هنر به‌مانند توپ جنگی نیروی کاربردی ندارد‌!» (داوید بورلیوک)

 

تلاش جمعی و همسوی هنرمندان تجسمی برای کمک به آسیب‌دیدگان زلزله‌ی سال گذشته‌ی کرمانشاه، به‌رغم ناگهانی و موقتی‌بودنش چیز تازه‌ای نبود، و درواقع به‌همان‌اندازه که نوعی عملیات اضطراری محسوب می‌شد، امتداد عادت مألوف نیز به شمار می‌آمد: تقریباً در همه‌ی رویدادهای رسانه‌ای‌شده‌ی چند سال اخیر (به‌ویژه سال گذشته) هنرمندان پابه‌پای ورزشکاران، بازیگران، خوانندگان، و دیگر سلبریتی‌های ریز و درشت شبکه‌های اجتماعی، وظایف اجتماعی ازپیش تعیین‌شده‌ی خود را به‌جای آورده‌اند. نتیجه آنکه جامعه‌ی هنری نیز توانست در حد بظاعت خود در نهضت همگانی کمک‌رسانی به زلزله‌زدگان ایفای نقش کند. در این میان دو نکته قابل‌تأمل است: یکی پیوند تنگاتنگ بین این فعالیت‌ها و اولویت‌های خبری رسانه‌ها، و دیگر اجرای این «فعالیت‌های خیّرانه» نه صرفاً از موضع شهروند، بلکه بیشتر از موضع هنرمند.

ادامه خواندن “حراج‌های خیریه: هنر در جست‌وجوی مشروعیت؟”

ادای سهم در تعریف «کلیدواژگان هنر»

جولیان استالابراس

 

مستند

هنر مستند، به‌ویژه در عرصه‌ی دوسالانه، در حال چیرگی است. چنانکه مایاکُفسکی در زمانه‌ی دگرگونی گسترده و شتابنده‌ی پیشین توضیح داده است، خیال از قالب رنگ‌پریده‌ی تولیداتش خارج شد و با زندگی تطبیق یافت. مشاهده‌گری و امر واقع از خلال کارهای بیشمار، به‌ویژه ویدئو، با ساخت نئو-کانسپچوال می‌جنگند. شکاف جهانی نابرابری نژادها، جنس‌ها، طبقه‌ها، و ملت‌ها آشکار است؛ اما با چه تأثیری؟

ادامه خواندن “ادای سهم در تعریف «کلیدواژگان هنر»”

طرحی کلی از نسبت هنر، مخاطبان، و نهادهای میانجی

علی گلستانه

 

امروز با رشد اقتصاد هنر و با تمام محرک‌ها و حواشی‌هایش در نظام مالیات، مخاطب هنر در گالری جای خود را به خریدار هنر داده است. هنرمند که روزی در آغازِ استقلالِ نهادیِ خود داعیه‌ی نبرد با تماشاگرِ بورژوا را داشت، حالا به هر تماشاگری مطلقاً بی‌اعتنا شده و دربرابر خریدار خود سر خم می‌کند. بسیاری از نوآوری‌های هنری و حتی توجیهات نظرورزانه برای این نوآوری‌ها، از جامعه و تفسیر هنرمند از تجربه‌ی اجتماعی جدا شده و محرک خود را تنها و تنها در پول می‌جوید. اکنون باید گفت از توانایی هنر برای برقراری ارتباط میان ذهن‌ها چیزی باقی نمانده است. گسست میان هنر و جامعه، که با ایدئولوژی «مردم هنر را نمی‌فهمند» توجیه می‌شود، فقط سرپوشی بر معضل بزرگ ارتباط و مواجهه است. فهمیدن اثر هنری به چه معناست؟ اساساً چه هسته‌ی مرکزی‌ای در هنر هست که باید فهمیده شود؟ هنگامی که عملاً با خصوصی‌شدن فضای گالری، امکان مواجهه‌ی آزادانه‌ی مخاطب و اثر هنری از میان برود، اصولاً می‌شود از چیزی به نام توانایی یا ناتوانی در فهم هنر صحبت کرد؟ کاملاً منطقی‌ست که ایدئولوژی مخاطب‌ستیزِ بازار هنر پاسخی برای این پرسش‌ها نداشته باشد.

تناقض شگفت‌انگیز نگاه‌هایی که مسحور رنگارنگیِ هنر معاصر، به‌عنوان نمادی از آزادیِ محض شده‌اند، هنگامی آشکار می‌شود که در کنار تاکید بر تعریف‌ناپذیری هنر، بی‌پروا عامل اقتصاد را در ارزش‌گذاری آن وارد می‌کنند. هرچند آن دسته از فعالیت‌ها که امروز آن را هنر می‌نامیم در رابطه‌ای موازی با رشد اقتصاد سرمایه‌داری شکل گرفته‌اند، اکنون نهادهای اقتصادی دنیای هنر بیش از هر زمان دیگر در تعیین حد و مرزها و ارزش‌های هنری اعمال نفوذ می‌کنند و در یک کلام اثر هنری را به کالایی منطبق بر قیمتش تقلیل می‌دهند. این تقلیل‌دادن البته از مسیر اعمال فشار مستقیم صورت نمی‌پذیرد؛ بلکه از طریق ساختن و پرداختن مجموعه‌ای از معانی گرداگرد مسئله‌ی تولید و نمایش هنر انجام می‌شود. می‌توان این مجموعه‌ی معناها را «ایدئولوژی بازار هنر» نامید. همین ایدئولوژی‌ست که معنای تولید هنری، رابطه با مخاطبان، و سرآخر ارزش هنری را تعیین می‌کند.

ادامه خواندن “طرحی کلی از نسبت هنر، مخاطبان، و نهادهای میانجی”

بریده‌ای از «تسخیر نان»

پیتر کروپتکین

رضا اسکندری

 

توضیح مترجم:

«تسخیر نان»، بلندترین جستار نظری پیتر کروپتکین، از سرشناس‌ترین متفکران آنارشیست سده‌های نوزدهم و بیستم، و احتمالاً مفصل‌ترین شرحی است که بر «کمونیسم آنارشیستی» نوشته شده است. کروپتکین در این کتاب، به ترسیم برنامه‌ی عمل برای یک انقلاب اجتماعی (سوسیالیستی) می‌پردازد که این‌بار، نه برای اشغال قدرت به دست تجسم سیاسی یک طبقه یا یک حزب پیشرو، که برای امحاء اقتدار دولتی سامان یافته است. هرچند همان‌گونه که از نام این رساله پیداست، کروپتکین تأمین نان برای همه را نخستین و اصلی‌ترین شعار انقلاب و جامعه‌ی مبتنی بر کمونیسم آنارشیستی می‌داند، اما در فصول میانی کتاب خود، گذری بر صورت‌بندی هنر، ادبیات و علم در جامعه‌ی نوپدید پس از انقلاب ارائه می‌دهد. متن حاضر بریده‌ای از فصل نهم این کتاب است. کل این کتاب به زودی توسط نشر افکار روانه‌ی بازار کتاب خواهد شد.

ادامه خواندن “بریده‌ای از «تسخیر نان»”

توزیع همگانی هنر؛ پرسشی فشرده از هنر همگانی

علی گستانه

 

معمولاً هنر همگانی (Public Art) را به‌واسطه‌ی قرارگیری‌اش در حوزه‌ی عمومی و دسترسی‌پذیری‌اش برای همگان تعریف می‌کنند. این هنر، هنری است که از حیطه‌ی نهادهای رسمی بیرون آمده و به زیست مردم در فضاهای شهری پیوسته است. اندیشیدن به چنین هنر متمایزی البته وسوسه‌انگیز است؛ اما متمایزکردن شاخه‌ای از فعالیت هنری براساس دسترسی‌پذیری عمومی‌اش و ساختن رشته‌ای مجزا در تولید هنر که بنا بر امکان ارتباط‌یابی با همگان تعریف می‌شود اساساً چقدر ضروری یا معنادار است؟

ادامه خواندن “توزیع همگانی هنر؛ پرسشی فشرده از هنر همگانی”